خانه / اخبار فوتبال ایران / اعتراف خبرگزاری مهر به زود قضاوت کردن با نوشتن مطلبی در مورد ثمره پافشاری کیروش برای در اختیار گرفتن ایفمارک

اعتراف خبرگزاری مهر به زود قضاوت کردن با نوشتن مطلبی در مورد ثمره پافشاری کیروش برای در اختیار گرفتن ایفمارک

سایت تیفوسی – امیر لقمان : پارسال همین روز ها بود که خبر دیگری کیروش با خانم هراتیان  به خاطر حضور ایشان در ساختمان ایفمارک برای ریاست بخش درمانی این مرکز شده بود پوب مخالفان و منتقدین کیروش بر سر کیروش و حامیانش …که به همه چیز حتی لباس پوشیدن و راه رفتن کیروش هم گیر می دادند و در اخر با اینکه مبلغ قراردادش زیاد است نوشته هاشون رو تمام می کردند …

در همان روزها خبرگزاری مهر یکی از پر مخاطب ترین خبرگزاری های کشور در بخش ورزشش مطالبی خواسته یا ناخواسته و ناعادلانه  علیه و نفی رفتار و عملکرد کیروش می نوشت و میشد احساسی بودن و اتهام زدن رو در تک تک کلمات نوشته هاشون متوجه شد و هیچ کدام به این فکر نکردند کیروشی که معترض است و پرخاش می کند همه پافشاری و حرص و جوشش برای تیم ملی است .. ایفمارک بعد از رفتن کیروش  تو چمدان با او به پرتغال نمی رود برای تیم ملی می ماند

کمپ تیم ملی با کامیون برای نوه های کیروش فرستاده نمی شود و برای تیم ملی ما می ماند . …

حالا بعد از گذشت تمام اتافاقات پارسال و امسال و حالا که دوباره تیم ملی خوب نتیجه گرفته دوباره همون منتقدین شده اند حامی و طرفدار کیروش و متن های مثبت و تقدیری برایش می نویسند …

نمونه اش امروز خبرگزاری مهر است که مطلبی در مورد ایفمارک تاثیرش بر عملکرد و ارمش تیم لمی که مدیون پافشار یو جنگ کیروش بوده است نوشته است …

این مطلب رو در زیر براتون قرار می دهیم و قضاوت با شما که دانید اینان همان هایی هستند که سال گذشته دمار از روزگار کیروش و حامیانش در اوردند و حالا لب به اعتراف گشوده اند //// امیر لقمان 17 مهر 95

:

حالا تیم ملی حرفه‌ای‌تر شده است؛

ثمره شیرین بداخلاقی‌های کی‌روش/ بزرگترین دعوایی که ختم به خیر شد!

نتیجه بزرگترین دعوای کی‌روش در مورد مالکیت ساختمانی که تغییر کاربری داده بود این شده که تیم ملی خانه‌ای دارد برای همیشه و برای پیشگیری از مصدومیت‌ها و نه درمان مصدومیت‌ ملی‌پوشان.

به گزارش خبرنگار مهر، دو راه بیشتر نداریم، یا باید  امثال کی روش ها را بیاوریم و ببینیم آنها چه می گویند و چه می خواهند و چه می کنند؟ یا امثال کی روش ها  را بیاوریم  و خودمان به آنها بگوییم چه کنند.

البته همیشه راه سومی هم هست و آن اینکه اصلا کی روش ها را نیاوریم و با مربیان وطنی طی طریق کنیم که قاعدتا در فضای این مقال این راه بررسی نمی شود.

یکی از بزرگترین دعوا های کی‌روش با فوتبال ما که اتفاقا تاثیر بسیار نامطلوبی هم روی برداشت شخصیتی از او شد. دعوا بر سر یک ساختمان بود. ساختمانی که به او قول داده بودند که برای تیم های ملی فوتبال و مختص این تیم ها ساخته شود و طرح و مهندسی آن هم توسط خود کی روش انجام شده بود اما در میانه های راه، به طرز عجیبی تغییر کاربری داد و تبدیل شد به یک کلینیک درمانی مثل همه کلینیک های  فیزیوتراپی در همه نقاط ایران و البته شاید بزرگ تر و مدرن‌تر.

کی روش اما کلینیک نمی خواست، درآمدزایی از این کمپ را نمی خواست، او محل تمرینی و مراقبتی لازم داشت برای تیم ملی ایران. او می خواست فاصله تمرین سنگین با استخر تنها چند متر باشد، او می خواست دستگاه های پزشکی زیر نظر پزشک های تیم ملی به دنبال پیشگیری از مصدومیت بروند نه درمان!

او می خواست پزشک هایش در همان محل تمرین بتوانند از همه بافت ها و عضلات بازیکنان تست بگیرند و همانجا قبل از مصدوم شدن، بازیکن را قبراق کند و این چیز جدیدی بود، بعید بود.

پیشگیری بر درمان اولویت دارد اما ما تاکنون چنین ساختمانی ندیده بودیم. وسط راه شاید برخی مسئولین با خود می گفتند چرا باید این ساختمان بدون درآمد باشد؟ برویم به جای پیشگیری مرکز را درمانی کنیم و درآمد زایی هم برای فوتبال داشته باشیم.

کی روش ماه ها جنگید و فریاد زد و حتی شاید بی تربیتی هم کرد. درگیری او با خانم هراتیان یکی از مسائل جالب برای رسانه ها بود. خانم هراتیان شده بود رئیس کلینیک درمانی و کی‌روش هم آن ساختمان را بری تمرین دادن، سرد کردن، تقویت کردن و ساده تر کردن تمرینات.

دو پادشاه در یک اقلیم جا داده شده بودند هر دو دیدگاه هم منافعی داشت و نیست همه خیر بود اما آن روزها به کی روش تاختند تا هدفش انجام نشود، جالب اما این بود که کی روش نه برای خودش، نه برای جیبش که برای تیم ملی ایران مدت ها درگیر شده بود و در این مسیر اصلا شوخی نداشت.

کی روش تصویر زشتی از خود به جا گذاشت اما نتیجه اش را می توان در عکس ها دید، او پس از گرفتن ساختمان «با زور» تیم ملی را با آرامش تمرین می دهد، و نکته اینجاست که پس از رفتن او هم این ساختمان متعلق به تیم ملی باقی می ماند. چیزی شبیه به کمپ تیم های ملی که برای تیم های ملی ماندگار شد، یا کمپ ناصر حجازی که برای استقلال  ساخته شد، یا سازه های دیگری که دیگران ساختند و امروز استفاده می‌کنیم.

فریادهای کی روش اگرچه جذاب نبودند و خیلی ها را ناراحت کردند اما شاید چند سال بعد بیشتر دلیل این فریادها و سود آن را متوجه شویم.

درباره admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *